سازنده Persepolis Marjane Satrapi در مواقع ناآرامی شور و شوخ طبعی پیدا می کند

ساخت وبلاگ

در این مصاحبه در سال 2011 ، خالق و فیلمساز طنز برنده جایزه ایرانی با ایلانور واچل در مورد چگونگی دیدگاه بی نظیر او از ایران به تجربه خودش و تاریخ رنگارنگ خانواده خود صحبت کرد.

اشتراک اجتماعی

گرافیک و فیلمساز گرافیک ایرانی Marjane Satrapi در فرش قرمز در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو در سال 2014. (لئونارد آدام/گتی ایماژ)

نویسندگان و شرکت 52:22 خالق Persepolis Marjane Satrapi در مواقع ناآرامی شور و شوخ طبعی پیدا می کند

این مصاحبه در ابتدا در 21 سپتامبر 2011 پخش شد.

رمان گرافیکی Marjane Satrapi Persepolis پرفروش بین المللی بود که به 20 زبان ترجمه شد. منتشر شده در سال 2000 ، این زندگی خود را در تهران بین شش تا 14 سالگی بازگو می کند ، دوره ای که شاهد سرنگونی شاه ایران ، ظهور انقلاب اسلامی و جنگ با عراق بود. در سال 2007 ، با همکار فرانسوی خود وینسنت پاروناود ، ساتراپی پرسپولیس را به یک فیلم سینمایی انیمیشن استاد تبدیل کرد. این جایزه هیئت منصفه را در جشنواره کن فیلم به دست آورد و برای بهترین ویژگی انیمیشن برای اسکار نامزد شد.

ساتراپی در سال 1969 در یک خانواده سوسیالیستی سکولار متولد شد. آشکار بودن وی به عنوان یک نوجوان باعث شد والدینش او را به دبیرستان وین بفرستند. بعداً او به فرانسه نقل مکان کرد و قبل از اسکان در پاریس ، در استراسبورگ تحصیل کرد و در آنجا شروع به انتشار نوارهای طنز کرد.

در سال 2011 ، Satrapi و Paroaud رمان گرافیکی خود را با آلو در یک فیلم اکشن زنده اقتباس کردند. با الهام از زندگی و مرگ عموی بزرگ خود ، یک نوازنده مشهور دهه 50 ، این یک داستان عاشقانه داستانی در مورد شور ، لذت ، شادی و از دست دادن است.

Marjane Satrapi در سال 2011 با Eleanor Wachtel در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو صحبت کرد.

با الهام از یک دایی

Purple and black book cover with an illustration of a man playing a a tar.

"من به دیدن عموی خودم در آلمان رفتم ، که او نیز یک نوازنده است ، و او یک آلبوم خانوادگی را به من نشان می داد. و او یک نوازنده بود و او درگذشت زیرا بسیار ناراحت بود. اما چیزی بیش از این نیست. و این مرد بسیار خوش تیپ ، بسیار جذاب بود. بنابراین فکر می کنم من برای اولین بار عاشق یک تصویر شدم. و بعد فقط سعی می کردم حدس بزنم ، "او چه می توانست بمیرد؟"

"من همچنین می خواستم یک پرتره از یک هنرمند بسازم. زیرا یک هنرمند موجودی بسیار احساساتی است ، اما در عین حال ، شما باید کاملاً خودشیفتگی باشید تا بتوانید یک هنرمند شوید. تصور کنید من چیزی مانند یک کتاب درست می کنم یایک فیلم. نه تنها مردم باید آن را بخرند یا برای تماشای آن بروند ، بلکه باید مرا تحسین کنند ، و آنها باید مرا دوست داشته باشند. اگر شما خودشیفتگی نیستید ، چنین کارهایی را انجام نمی دهید.

"من فقط می خواستم در مورد مرگ صحبت کنم. تمام ایده این بود که می دانیم کسی در حال مرگ است و او مرده است. و حالا بیایید داستان زندگی او را شروع کنیم."

نیاز به عاشقانه

"من فکر می کنم ما به عاشقانه احتیاج داریم. فکر می کنم باید باور داشته باشیم که می توانیم از عشق بمیرد و هیچ بدبینی یا طعنه ای را در آن قرار ندهیم. مردم به من گفته اند که مرغ با آلو فیلم سیاسی دیگری است. اما تغییرات بزرگ همیشه ساخته نشده استسیاست. یکی از بهترین زمان ها ، به عنوان مثال ، در تاریخ انسانها رنسانس بود. و رنسانس یک تغییر سیاسی نبود. ناگهان مردم شروع به اعتقاد به شعر و مجسمه سازی و ادبیات و هنر کردند و این امر آنها را بهتر کرد.

 

ناگهان مردم شروع به اعتقاد به شعر و مجسمه سازی و ادبیات و هنر کردند و این باعث شد آنها مردم بهتری داشته باشند.

 

"شاید ما به تخیل احتیاج داشته باشیم. شاید به اعتقاد ما احتیاج داشته باشیم. و من در سال 2011 این ایده را دوست دارم تا بتوانم فیلمی بسازم که در آن مرد به دلیل عشق به یک زن بمیرد. فکر می کنم مهم است و عاشقانه است زیرا من هستمبسیار رمانتیک. من شبیه آن نیستم ، اما من هستم. "

مرغ با آلو

کارگردانان Marjane Satrapi و Vincent Paroaud در مورد فیلم جدید خود ، مرغ با آلو و فشار پیگیری موفقیت در اولین فیلم خود ، پرسپولیس بحث می کنند

امید در هرج و مرج

"جنگ ایران و عراق یکی از بزرگترین جنگهای تاریخ مدرن است. بیش از یک میلیون کشته شده است. حتی با تمام این بمب ها ، هرگز باعث نشد که امید و اعتقاد خود را به انسان از دست بدهم. زندگی با خوشبختی کامل وجود ندارد ، اما زندگی با غم و اندوه کامل نیز وجود ندارد.

"وقتی آنها بمباران می کردند ، ما در غارها پنهان می شدیم ، همیشه کسی شوخی می کرد و بعد می خندیدیم و مهمانی می کردیم ، زیرا این تنها راه زنده ماندن است. شما فقط نمی توانید بنشینید و پشیمان شوید."

در مقابل مرگ

"من کاملاً از ایده مرگ وسواس دارم زیرا فکر می کنم این فقط یک فاجعه است. من فقط نمی توانم این ایده مرگ را بپذیرم. من نمی فهمم. تصور کنید که شما و من به همین دلیل می میرم که یک سوسک می میرد. این بدان معناست که در یک مقطع ، سلولهای ما دیگر تولید مثل نمی کنند.

"اما تفاوت این است که ما می دانیم که ما می میریم. بنابراین برای من ، این یک بی عدالتی کامل است ، این ایده مرگ است. اکنون من 40 ساله هستم و زندگی امروز را خیلی بهتر از آنچه که در 20 سالگی فهمیدم می فهمم. بنابراین منحدس بزنید وقتی 60 ساله هستم ، بهتر از الان آن را درک خواهم کرد و حتی وقتی 80 ساله هستم. بنابراین لحظه ای که بالاخره به اندازه کافی باهوش خواهم بود که بدانم چگونه زندگی کنم ، باید بمیرم. می بینید ، مرگ استکاملاً غیر طبیعی ، اما در عین حال بسیار عادی و وحشتناک. "

یک ایستگاه تلویزیونی تونسی به دلیل پخش فیلم انیمیشن اسکار در سال 2007 Persepolis توسط رمان نویس و فیلمساز گرافیکی ، مارجین ساتراپی ، محکوم و جریمه شده است.(سونی تصاویر کلاسیک/آسوشیتدپرس)

اشتیاق به خانه

"آنچه من در مورد ایران بیشتر از همه تنگ شده کوه هایی با برف زیبا و آلودگی تهران هستند. و حس شوخ طبعی مردم. مهم نیست که آنها چه می گویند ، این درست نیست - خورشید به همان روشی نمی درخشد. آبیاز آسمان یکسان نیست. و صداهای پرندگان یکسان نیستند. و باد در برگ ها یکسان به نظر نمی رسد. انسان بیش از حد میهن پرستانه است. فقط یک هویت وجود دارد و این هویت انسانی است.

"اما شما در جایی به دنیا آمده اید - این یک سوال از جغرافیا است. این سوال بوی است. این یک سوال از صدای چیزی است که شما به آن عادت کرده اید. مانند گیاهی که در اینجا کاشته می شود ، از این منطقه می آید. شما می توانید"فقط آن را بیرون بیاورید ، آن را در جایی دیگر قرار دهید ، زمین بهتری به آن بدهید ، آب و ویتامین های بسیار خوبی به آن بدهید.

 

من می توانم در هر جایی زندگی کنم ، اما باید در کشورم بمیرم زیرا اگر آنها مرا در آنجا دفن نکنند ، پس همه اینها منطقی نبودند.

 

"این به این زمین عادت کرده است زیرا این جایی است که بزرگ شده است. من می توانم در هر جایی زندگی کنم ، اما من باید در کشورم بمیرم زیرا اگر آنها مرا در آنجا دفن نکنند ، پس همه اینها معنی نداشتند. چرا باید در کشورم دفن شوم و خواهم کرد ، اما امیدوارم قبل از دفن شدن ، این فرصت را پیدا کنم که در آنجا زندگی کنم. "

اظهارات مارجین ساتراپی برای طول و وضوح ویرایش شده است.

بازار فارکس...
ما را در سایت بازار فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : زکریا هاشمی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1402 ساعت: 11:39